تشكلهاي قدرتمند ضامن پايداري صندوقهاي حمايت از توسعه بخش كشاورزي
به زعم و اذعان اكثر كارشناسان ، مسولان و دست اندركاران ، سرمايه و سرمايه گذاري يكي از موضوعات مهم و تاثير گذار در بخش كشاورزي است.سرمايهگذاري در بخش كشاورزي از اهميت ويژهاي برخوردار است و از جنبههاي مختلف ميتواند باعث تسريع رشد و توسعه اقتصادي در كشور گردد.
سرمايهگذاري و توسعه فعاليتهاي توليدي در بخش كشاورزي به علت كاربر بودن فعاليتهاي كشاورزي باعث ايجاد فرصتهاي شغلي جديد ميشود، همچنين با توجه به استقرار اغلب فعاليتهاي كشاورزي در مناطق روستايي از مهاجرت روستاييان به شهرها ميكاهد يا دست كم رشد مهاجرت از روستاها به شهر را كاهش ميدهد. از طرفي سرمايهگذاري در بخش كشاورزي باعث افزايش توليد محصولات كشاورزي ميشود و به دنبال آن منجر به افزايش صادرات محصولات كشاورزي ميگردد و اين مساله به افزايش صادرات غير نفتي و رهايي از وابستگي به درآمدهاي نفتي كمك شاياني ميكند. به طور كلي رشد بخش كشاورزي ميتواند باعث رشد ساير بخش ها نيز بشود. اينها تنها قسمتي از اهميت اين سرماه گذاري در بخش كشاورزي دارد. در اين خصوص پاي صحبتهاي جناب آقاي مهندس سيد عبدالكريم رضوي مدير عامل شركت مادر تخصصي صندوق حمايت از توسعه كشاورزي نشستيم.وي معتقد است سرمايه يكي از اصليترين نياز توسعه بخش كشاوزي است. و همچنين تشكلهاي قدرتمند را ضامن پيداري صندوقهاي توسعه سرمايهگذاري ميداند.
1. براي شروع بحث لطفا بفرماييد، سرمايهگذاري در توسعه بخش كشاورزي به چه ميزان مهم و اثرگذار است؟
سرمايه يكي از اصليترين نياز توسعه بخش كشاوزي است.وجود سرمايه در بخش كشاورزي بدليل ويژگيهاي خاص اين بخش از جمله، بعد پراكندگي بهرهبرداران، گستردگي سرزمين، تنوع محصولات ، تعداد بهرهبرداران زيربخشهاي مختلف بخش كشاورزي ، حساسبودن اين بخش در مقابل حوادث غير مترقبه و از طرف ديگر نقش اين بخش در تأمين امنيت غذايي جامعه، نقش بسيار اساسي و حياتي در توسعه آن بازي ميكند. اگر در اين چند دهه اخير مملكت خوب بنگريم ،مشاهده ميكنيم كه يكي از مسايلي كه در همه زمانها و در همه مكانها همراه بخش بوده بحث كمبود سرمايه و دسترسي به موقع به منابع نقدينگي، سرمايه در گردش و سرمايه گذاري ثابت است. بخش كشاورزي بدليل ويژگي كه دارد زمان برايش بسيار تأثير گذار است يعني يك توليد كننده اگر به موقع نتواند نهاده هاي مورد لزومش را تهيه كند دچار ضرر و زيان بسيار شديدي خواهد شد به همين دليل در طول تاريخ كشور هر زماني نقدينگي به موقع و به اندازه تأمين شده است، اون سالها، سالهاي خوب بخش كشاورزي بوده و هر موقع ما در اين امر دچار مشكل شديم يا نتوانستيم نهاده ها را به موقع و به اندازه تأمين كنيم يا احياناً در فرايند توليد ، تأمين سرمايه در گردش برامون امكانپذير نشده سرمايه مردم به يغما رفته و حاصل دسترنج آنها را ديگران به يغما بردهاند چون زارع مجبور است براي فاسد نشدن محصولش آن را به فروش برساند، زارع و دامدار اگر امروز چند ساعت ديرتر شيرش را بفروشد اين شير به سم تبديل ميشود، امروز اگر بعضي از ميوهها رو شما چند روز نگه داريد قطعاً ميوهها از بين خواهد رفت. بنابراين مردم ما اصلاً چارهايي ندارند مگر اينكه بروند سراغ افرادي كه مشكلشان را حل كنند اما دريغ كه اينا همان كساني هستند كه به دنبال منفعت هستند، تا بتوانند سود خودشان را تأمين كنند. در اين قضيه سرمايه نقش بسيار زيادي در بخش كشاورزي دارد. در واقع تامين به هنگام سرمايه و تزريق آن به بخش ميتواند دست سودجويان را كوتاه كند البته سيستم بانكي، مسولان و ..... بسيار در اين راه مساعدت كردهاند، اما عليرغم تمام زحماتي كه كشيده شده باز اين خلاء و مشكل در سر جاي خودش به اشكال مختلف موجود است.
2. در واقع طبق فرمايشات جناب عالي، كمبود سرمايه و دسترسي به موقع به منابع يكي از دلايل ايجاد و تشكيل صندوقها بوده است. آيا دلايل ديگري نيز داشته است؟
صندوقها خلاء و كمبود تأمين سرمايه البته به موقع، سهل، آسان و در حد مقدورات را دنبال ميكنند. صندوق در ابتداي راهي پرفراز و نشييب داشت، دنبال يك آرزو هست كه بتواند توسط يك تشكل غيردولتي كه متعلق به خود بهرهبرداران بخش كشاورزي است در حد ممكن نيازهاي مالي و به اندازهايي كه مردم ما نياز دارند را تأمين كند، اين يكي از اهداف اصلي تشكيل اين صندوقهاست. اين همان آرزوي بزرگي كه اين چند دهه هميشه به دنبالش بوديم همان سيستم مردميكامل ساختاري كه جوابگوي نيازمنديهاي مالي بخش باشد. ما تا الان نيازمنديهاي مالي بخش را در يك ساختار كاملاً دولتي به نام سيستم بانكي تأمين كردهايم. اما اكنون اين ساختار دنبال يك راه جديد است راهي كه بتواند با حمايت و پشتيباني دولت، ساختاري مردميداشته باشد، و مردم نيازمنديهاي خودشان را از محل صندوق خودشان كه متعلق به خودشان است تأمين بكنند و توسط خودشان اداره شود.
3. اكنون بعد از حدود پنج سال از تاسيس شرکت مادر تخصصي صندوق حمايت از توسعه سرمايه گذاري در بخش کشاورزي در كجاي اين راه هستيم؟ و چقدر تفكر خصوصي و چقدر تفكر دولتي حاكم بر اين صندوقهاست؟
ما در اين راه طولاني در مرحلهاي هستيم كه از لحاظ ساختاري صندوقها را در تمامياستانها تشكيل داديم اين ساختار در بستر مهياست منتهي از نظر بخشي و كار توسعه همه جانبه يك راه خيلي طولاني در پيش داريم. كاري كه تا الان انجام داديم اين كه ما ظرف را آماده كرديم، البته اين كه من به سادگي ميگويم ظرف را آماده كرديم به اين سادگي نبوده است، دليل آن هم روشن است چراكه بدليل تجربههاي بسيار بد گذشته، مردم يك پردهايي از نقاشيهاي زشت و نامتوازن در اذهان دارند چرا كه در زمانهاي مختلف آدمهايي آمدند و شبيه همين حرفهايي كه ما زديم را زدهاند. همه اينها به تجربههاي تلخ تبديل شده و يكي از همين تجربههاي بسيار تلخ كه كارها را در استانها بسيار سخت و مشكل كرده يك ساختاري هم نام ساختار ما نيز داشته است كه از مردم مناطق مختلف و كشاورزان پول جمع شده و هيچ پاسخي نيز به مردم داده نشده است ، ساختار جديد نيز متمركزي بود كه مردم اصلاً از آن خبر ندارند كه چه اتفاقي درآن افتاده و ميافته اين خيلي كار سختي است بنده، در استانهايي كه مسوليت رياست سازمان را داشتم براي قانع كردن تشكلها خيلي زمان صرف كردم نه اينكه تشكلها از يك مكانيزم مردميمتعلق به خودشان بدشان بيايد بلكه برعكس، اما اينها از اينكه از تجربههاي تلخ گذشته شكست خورده بودند، بدشان ميآمد. در يك عبارت عرض كنم چيزي كه تا الان حاصل شده سرمايه اجتماعي بسيار زيبايي است كه اگر اين حركت استمرار مناسب خودشان را داشته باشد آن زمان، اين سرمايه اجتماعي همان است كه ما سالهاي سال بدنبالش بوديم كه مردم بدانند خود آنها قدرتمند هستند و قدرت را در جايي ديگه دنبالش نباشند، به تعبير حافظ شيرازي: سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد/ آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد. اما تشكيل اين صندوقها ، يك تصميم بسيار زيباي مسولان نظام است كه اين نشان از مردم سالاري نظام مقدس جمهوري اسلامياست.اين خيلي كار بزرگي بوده و اين فكر توسعهاي بوده كه اين كارا را انجام داده است. ما هميشه عقيده داشتيم كه هر كسي هر چيزي داره بياره بده به ما، حتي داخل يه مجموعه حتي يك اتاق رو حاضر نيستيم به ديگران بدهيم. اما بر اساس اين فكر بزرگ ما همه امكاناتمان را تا سقف صد ميليارد تومان بفروشيم و در غالب يك ساختار مردميبه آنها بدهيم كه ملت قوي بشود. اين خيلي فكر زيبا و دوست داشتني بوده است. به يك عبارت ديگر برنامهريزان و هسته اوليه اين نظريه چندين سال قبل از ابلاغ دستور العمل اجرايي مقام معظم رهبري براي بحث اجراي اصل 44 با يك تفكر توسعهاي به استقبال اجراي اين اصل رفتهاند. يعني دولت امكاناتش را به مردم بدهد و بخش خصوص در تصميم گيرها، تشكيل تقويم زماني، تعريف سيستم و چگونگي ارايه تسهيلات دخالت كنند، اكنون ما به جايي رسيدهايم كه ظرف را تقريباً پيدا كرديم و اين اعتماد و سرمايه اجتماعي آرام آرام داره پيدا ميشود، اما آيا ميماند؟ آيا قوي ميشود؟ آيا دنبال ميشود؟ اين همان است كه من ميگويم كاري كه بايد انجام بدهيم از كاري كه انجام شده است خيلي مهمتر است ما الان صاحب يك سرمايه شدهايم كه نگه داشتن اين سرمايه اجتماعي و تقويت آن يك كار بزرگي است كه ما بايد در آينده انجام بديم. البته در جواب شما بايد اضافه كنم كه دولت در اين راه تنها نقش نظارتي و حمايتي را ايفا ميكند
4. به نكته خوبي اشاره كرديد سوال بعدي من نيز در خصوص سرمايه اجتماعي است آن هم سرمايه اي بالغ برسه هزار تشكل در سراسر كشور و در تمام استانها چه برنامههاي جامع ديگري براي از بين نرفتن اين سرمايه عظيم و همچنين قدرتمند حاظر شدن اين تشكلها داريد؟
ما چند تا برنامه اساسي داريم كه دنبال آن هستيم ، يكي بحث ساختاري همهگير و قدرتمند اين صندوقهاست. البته اكنون صندوقهاي توسعه داراي ساختاري است كه تشكلها دور هم جمع بشوند، اما كار مهميكه بايد انجام شود، تشكيل تشكلهاي پر قدرت و پوياتر است، يعني اينكه اين تشكلهايي كه تشكيل دهنده اين ساختارند اينها بايد هر چه بيشتر نمايندگان قشري باشند كه آمدهاند تا بتوانند بر آن تكيه كنند و نمايندگان واقعيتر مردم باشند چرا كه با اين ساختار قدرتمند، پايداري اين صندوقها ايجاد خواهد شد و در غير اين صورت اين صندوقها پايدار نخواهند بود.
با قوي شدن تشكلها، تنظيم بازار نيز با يك ساختار قوي و متحد همه شمول ايجاد ميشود. براي مثال حجم توليدات صيادهاي استان سيستان و بلوچستان، در حدود 145 هزار تن است، اين حجم قابل توجه توليد در حال حاضر دستخوش نوسانات قيمت شده است، شايد شما تعجب كنيد ظرف مدت كوتاهي اين قيمت براي يك محصول كيلويي 1800 تومان كاهش پيدا كرده است، چرا كاهش پيدا كرد؟ آيا شما كه خريدار تن ماهي در بازار هستيد قيمت تن ماهي كاهشي داشته است؟ دليل اول اين بود كه اين ساختار و تشكل اگر مردميبود دستخوش حوادث اين چنين نميشود. تعاوني كه نتواند به اعضايش فرمانروايي كند اين رخدادها در طول سال برايش اتفاق ميافتد. به هر حال يكي از كارهاي مهم و اساسي ما با كمك دستگاههاي ذيربط و متوليان و مسؤلين رسيدن به زماني است كه بتوانيم در اين صندوقها به پايداري قوي برسيم بايستي تك تك اين تشكلها يك ارتباط قوي با اعضاشون برقرار كنند.
در اينجا مثالي براي شما از يك تشكل پويا و قدرتمند در استان فارس ميزنم، تعاوني پنبهكاران شهرستان داراب به مدير عاملي آقاي انصاري الان در كشور قيمت پنبه كشور را تعيين ميكنند با اينكه توليد پنبه آن در مقايسه با جاهاي ديگر بيشتر نيست اما به دليل اتحاد و انسجاميكه با هم داند نقش بسيار مهمي در كشور بازي ميكنند. اين آقا فرمان كه ميدهد همه اجراء ميكنند ،چرا مردم به حرفهاي آن گوش ميدهند،دليل آن اين است كه ارتباط دو سويه بر قرار است، اين خودش را با تمام وجود نه تو حرف بلكه در عمل نوكر مردم ميداند. سال گذشته كه قيمت پنبه افزايش پيدا كرد ، من فكر ميكردم بخاطر قيمت مردم پنبه هاشون را به اين تعاوني نميدهند اما در كمال تعجب مردم تمام محصولشان را به اين تعاوني دادند در تحقيقي كه انجام دادم متوجه شدم كه به دليل اينكه در سالي كه قيمت پنبه ناچيز بود، اين آدم به داد آنها رسيد و پنبهها را به قيمت بالاتر خريد. داشتن اين چنين تشكلهايي يكي از مشكلات ما ، تعاوني روستا، اداره كل تعاون و ..... است اين امر يكي از مهمترين برنامههاي است كه بايد به آن بپردازيم تا به آنجا كه دلمان ميخواهد برسيم.
مورد دوم برنامه اساسي ما همانطور كه قبلا گفتم بحث سرمايه است كه شامل سرمايه انساني و سرمايه مالي است. ما در يك حساب و كتابي كه كرديم به اين نتيجه رسيديم كه زماني اين صندوقها در هر منطقه ميتوانند حرف قوي بزنند كه از نظر مالي 20 درصد ارزش توليدات منطقه سرمايه اين صندوقها باشد يعني اگر يك استاني يك هزار ميليارد تومان ارزش توليدات داشته باشد بايد صندوقي در اين استان فعاليت داشته باشد كه 200 ميليارد توماني سرمايه داشته باشد. البته تا رسيدن به اين نقطه فاصله داريم. اما حالا ممكنه براي شما اين پرسش پيش بيايد كه از چه طريق و مكانيسميميخواهيم به آن برسيم، راههايي كه در نظر گرفتهايم بحث ماده 12 ، از محل تعرفههاي واردات ، اعتبارات ساليانه استاني، وجوه اداره شده، كمكهاي فني اعتباري و سفرهاي استاني دولت و مقام معظم رهبري است.
اما منابع اصلي ما ملت است. ما معتقديم منابع ملت منابع زوال ناپذيرند، مردم ما همواره مردم غني هستند منتهي چون نتوانستيم ساختار مناسبي رو تا الان به شكلي كه دلمون ميخواهد داشته باشيم، نتوانستيم منابع مردم را جمع كنيم ما بايد به منابع مردميبيشتر تكيه كنيم و اين هم حاصل نخواهد شد مگر اينكه مردم ما اعتماد پيدا كنند و آن هم ميسر نميشود مگر آنكه تشكلهاي كاملاً قوي مردميداشته باشيم.
ما آرزو و برنامه داريم كه به نقطهاي برسيم كه صندوقي ايجاد شده باشد كه ديگر به دنبال جذب سرمايه از بانكها و ساير موسسات نباشدآن وقت است كه ملت ميشود يك قدرت.
5. سرمايه صندوقها چه ميزان است و تاكنون اين صندوقها چه ميزان تسهيلات سرمايه در گردش به كشاورزان پرداخت كردهاند؟
سرمايه صندوقها تقريباً نزديك به 80 ميليارد تومان است، البته بايد عرض كنم كه در برنامه كاري اين صندوقها، ما سرمايه ثابت نداريم و همه آن تسهيلات و سرمايه در گردش است.در بين سرمايهگذاري الان مهمترين نياز بخش كشاورزي و توليدكننده تامين نياز سرمايه در گردش است. مثلا الان دامدارها در علوفه و شير مشكل دارند حالا اگه ما توانستيم علوفه را توسط خود تشكل ها تامين كنيم دست واسطه بريده ميشود و آن وقت خيلي راحت تشكل ما ميتواند به اهدافش برسد و ديگر نگران قيمت و تامين علوفه و شير نيست.
